04 آبان 1395
من یک دخترم
از نوع چادریش
من خودم را و خدایم را قبول دارم و این برایم از تمام دنیا با ارزش تر است
توی خیابان که راه میروم:
نه نگران پاک شدن خَط خَطی های صورتم هستم
و نه نگران مورد قبول واقع نشدن
تنها دغدغه ام عقب نرفتن چادرم هست و بس. بیشتر »
نظر دهید »
04 آبان 1395
من یک دختر چادریم ...
شاد و پرنشاط ، سرزنده و پرکار
قرآن و نهج البلاغه اگر میخوانم ، رمان و حافظ و بچه های بد شانس هم میخوانم
عاشق پهلوانی های حضرت حیدر اگر هستم ، یک عالمه شعر حماسی از شاهنامه و از سهراب سپهری هم حفظم
پای سجاده ام گریه اگر میکنم ،… بیشتر »
04 آبان 1395
چادر را جلو تر بردم دو سه تاری از مویم بیرون بود! پسری دید و لبخند زد و به تمسخر ، بلند صلوات فرستاد! لبخند زدم.... خانمی کنارم بود.... تعجب کرد!!!! مسخره ات کرد خانم .... !! بهش میخندی؟ خوشت میاد انگار نه؟؟ و باز هم لبخند! خوشم نیاید؟ من را دید چادر… بیشتر »